تبليغاتX
برگ سبز
این وبلاگ مکانیست مناسب برای ارائه ی مطالب و مقالات شما در زمینه ی موسیقی ایرانی
آشنایی با پایه های موسیقی سنتی

از آنجا که برای بسیاری از ما واژه هایی مانند دستگاه، مسیر، گوشه، ردیف و ...نا آشناست، برآن شدم تا به زبانی ساده بیانی از چند واژه پایه ای موسیقی را در اینجا بیاورم...

امید که برای دوستداران موسیقی راه گشا باشد:


دستگاه، آواز، مسیر و گوشه و ردیف در موسیقی یکی از پایه های آشنایی با این هنر است.

 دستگاه برگرفته از دو واژه ‌ "دست" و  "گاه" (جا، هنگام و یا نغمه) میباشد. و با این نگاه، دستگاه، جای دست یا انگشتان دست (برای نمونه روی ساز) را نشان میدهد چنانکه برای نامگذاری نت ها هم از این واژه بهره برده اند.

(واژه پهلوی "دستان" در موسیقی دوره ساسانی گونه ای از موسیقی بوده که با دست نواخته میشده)

دستگاه خود شامل گوشه ها و مسیرهای گوناگونی است. در موسیقی ایرانی، به گفتاری، هفت دستگاه و پنج آواز به چشم میخورد و گاهی نیز آنرا دربرگیرنده دوازده دستگاه میدانند. این هفت دستگاه چنینند:

ماهور، شور، نوا، سه گاه، چهارگاه، راست پنجگاه و همایون

 و پنج آواز این چنین:

افشاری، دشتی، ابوعطا، بیات ترک، بیات اصفهان

از این پنج آواز، چهار آواز نخست در دشتگاه شور خوانده میشود و پنجمی در دستگاه همایون

از این روی است که گاه، آواز را بخشی (یا مسیری) از دستگاه هم میدانند.

استاد علینقی وزیری، آواز و دستگاه ها را به گونه دیگری دسته بندی کرده اند:

دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه، دستگاه شور شامل آوازهای دشتی ابوعطا افشاری بیات ترک و نوا،  دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان، دستگاه چهارگاه  و دستگاه سه گاه

 هر آواز یا دستگاه بخشهای کوچکتری به نام "گوشه" را در بر میگیرد که به نوا و آهنگ ویژه ای نواخته میشود. برای نمونه "درامد"، "اوج" و "فرود" که خواننده در بیشتر آوازها از این گوشه ها بهره میگیرد.  

 ردیف (که پیدایش آن به دوره زندیه و آغاز قاجاریه بر میگردد) روش و سبکی برای در هم آمیخت و پشت سر هم گذاشتن گوشه های گوناگون در دستگاه یا آواز است که بیشتر بستگی به رویکرد گردآورنده آن دارد. پرآوازه ترین این گرداورندگان، علی اکبر فراهانی، آقا حسینقلی ، میرزا عبدالله ، درویش خان و ابوالحسن صبا، موسی معروفی، دوامی، طاهرزاده، محمود کریمی، هرمزی و مرتضی نی داوود هستندکه ردیفهای گرداوری شده به دست اینان، به همین نامها خوانده میشود.

 نمونه: گوشه "دیلمان" در آواز دشتی از (آوازهای پنجگانه) و مسیرهای دستگاه شور (از دستگاههای هفتگانه) بنا به ردیف میرزا عبدلله

 در نوشته های آتی، از "پیش درامد"، "چهارمضراب"، "آواز"، "تصنیف" و "رنگ" سخن خواهم گفت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:37  توسط مصطفی | 
از دیلمان...





گوشه دیلمان در آواز دشتی (از مسیرهای دستگاه شور)، رهاورد سفر زنده یاد یاد استاد ابوالحسن صبا به روستای دیلمان در استان گیلانست.

 وزن شعری که در این گوشه خوانده میشود بهتر است "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل" باشد.

مانند این بیت : چنان در قید مهرت پای بندم که گویی آهویی سر در کمندم... (سعدی)


اجرای ماندگار بنان را بشنوید...

اجرای محمود کریمی را بشنوید...

اجرای محمدرضا شجریان را بشنوید...

آواز نویسی نوت از شادروان محمدتقی مسعودیه را ببینید...

 


پانوشت:


«دیلمان» نام دهستانی است از بخش سياهکل (سی کل) شهرستان لاهيجان است که از شرق با سمام ، از غرب و جنوب با عمارلو و از شمال با ييلاق رانکوه همسايه است. دیلمان دارای 134 آبادی است که مهمترين آنها «اسپيلی» و همچنین چمنزارهای باشکوهی چون «خلش کوه ،سنگسر ،سياخانی،اربستان» است . نام ديلم و ديلمان که امروزه به بخش کوچکی گفته می شود، در روزگاران گذشته نام کوهستانهایی بود که از سویی به مازندران و از سویی دیگر به قزوين مشرف بود.


نمایی مه آلود از یک خانه روستایی در دیلمان، گیلان
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 1:7  توسط مصطفی | 
نقدی بر شبستانه

نقدی بر شبستانه

 

به رادیو گوش می دهید؟ اگر به رادیو گوش می دهید خصوصاَ شبکه ی رادیویی فرهنگ ، حتماَ نام شبستانه برایتان آشناست. شبستانه نام یک برنامه ی رادیویی ست که هرشب ساعت 12 از رادیو فرهنگ پخش می شود . این برنامه اختصاص دارد به موسیقی ایرانی و پخش آهنگ های درخواستی در این زمینه . این برنامه با شعار " فرصتی برای آرامش و آگاهی  " به مدت 2 ساعت پخش می شود اما متاسفانه مانند دیگر برنامه های  صدا و سیما ، برخورد مناسبی با موسیقی ایرانی ندارد . می توان به چند نکته اشاره کرد که شاهد براین سخن است :

1/  استاد بزرگ ردیف آوازی و تصنیف و ضرب شناس ، " عبدالله دوامی " ( 1359-1270 ) در خطاب به مجید کیانی یکی از شاگردانش ، می گوید : قدما هنگام شب ابتدا شور می نواختند و سپس آوازها یا دستگاههای دیگر را ؛ همچنین هنگام روز اول ماهور می زدند و بعد دستگاههای دیگر را . استاد کیانی دستگاهها و آواز ها را از لحاظ روحی و متافیزیکی نیز چنین تبیین می کند* : " شور " آغاز شب است و آواز های آن ادامه ی راه این آغاز هستی و آفرینش است  . تلاش است و جستجو ست و طلب . " سه گاه " سپیده دم است پایان شب و آغاز روشنایی یا آغاز زندگی انسان ، آنهم عشق است . " چهارگاه " بر آمدن آفتاب ، سرآغاز زندگی ف تابش نور ، دیدن و شناختن و معرفت است . " ماهور " آغاز روز ، شور و جوانی ، غرور و توانگری ، بی نیازی ، سلحشوری و استغنا است . " همایون " ادامه ی روز ، تداوم زندگی ، اتحاد عشق و عاشق و معشوق ، توحید است . " راست پنج گاه " پایان روز است ، فرو شدن خورشید و خزان زندگی ف سرگشتگی و حیرت است . " نوا " سرانجام نیایش زندگی و انسان است . سرانجام آهنگ روشنایی روز که به تاریکی و نیستی می رسد ، فقر و فناست ، نوید شبی تازه را می دهد که سرانجام تولدی ست تازه و آن تکرار مدار که همان ابتدای آن شور است .

البته هر چند که گوش دادن به موسیقی ایرانی در هر لحظه ای به دل و جان انسان ( البته اهلش ) می نشیند و وقتی ندارد اما همان طور که بزرگان هم بر آن تکیه داشته اند هر آوازی و نغمه ای وقت مناسب خودش را می طلبد تا تاثیر خود را بر روح آدمی بگذارد . ساعت 12 – 1 نیمه شب شنیدن ماهور چگونه است؟

 

2/ رکن اصلی و اساس موسیقی ایرانی آواز است ، اما خیلی کمتر شاهد پخش آواز در این برنامه هستیم و بیشتر وقت برنامه صرف پخش تصنیف ه و ترانه ها می شود . که البته با مدت زمانی که برای این برنامه در نظر گرفته شده ( 2 ساعت ) توجیهی برای این مطلب نیست و به راحتی می توان دو یا سه آواز پخش کرد .

 

3/ ترویج فرهنگ خواننده سالاری ( خوب یا بد ؟ ) از شاهکار های دیگر برنامه می باشد . معمولاً در این برنامه می شنویم که گوینده می گوید : " فلان آهنگ را بشنوید با صدای ... " یا " یکی از کار های .. (نام خواننده ).. را بشنوید " یعنی آهنگ ساز و دیگر عوامل هیچ ؛ حتی با وجود اینکه معمولاً تعداد نوازندگان در موسیقی ایرانی کم است ، نام نوازندگان را می توان هم ردیف آهنگساز و خواننده نام برد .

 

4/ همچنین استفاده از لفظ " استاد " برای هنرمندانی که لقب استاد برایشان کمی سنگین به نظر می رسد . مثلاً استاد همایون شجریان یا استاد علیرضا افتخاری یا استاد شهرام ناظری ( البته با همه ی احترمی که برای این عزیزان و همچنین دوستدارانشان دارم ) لفظ استاد برازنده ی کسیست که به مقام استادی به تمام معنا رسیده باشد . به قول استاد شجریان : ... واژه استاد را آنقدر بي جا و بي مورد به کار برده اند که براي شهناز اين لقب کم است !!! .

 

 

5/ پخش تصنیف های تکراری را می توان از مواردی دانست که باعث شده کیفیت این برنامه پایین بیاید . اگر چند شب پیاپی شنونده ی این برنامه باشید ، به خوبی این مطلب را درک خواهید کرد . البته شاید توجیه سازندگان این برنامه درخواست مخاطبان باشد اما اگر از پخش این برنامه هدفی دنبال می شود باید مسیری طی کند و راهی مشخص داشته باشد .

 

6/ و باز هم همان حکایت همیشگی ؛ زنان ، این موجودات حذف شده از هنر و از موسیقی . سخن در این زمینه بسیار است و گفتنش بی فایده . زنان هنرمند محکومند به سکوت !!!

 

 

با همه ی این تفاسیر ، خط سیر صدا و سیما نسبت به موسیقی – مخصوصاً موسیقی ایرانی – مشخص است اما بهتر است نیمه ی پر لیوان را هم نگاهی بیندازیم . جای شکرش باقی ست که لا اقل می توانیم 2 ساعت موسیقی ایرانی بشنویم ! حتی اگر تکراری باشد یا سطح بالایی نداشته باشد و یا هزاران عیب و ایراد دیگر .

 

 

* بر گرفته از بروشور هفت دستگاه موسیقی ایران – ردیف میرزا عبدالله – سنتور مجید کیانی .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:3  توسط مصطفی |